امروز: جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷
کد خبر: 64570
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۶ ب.ظ - پنج شنبه ۱۳۹۶/۱۲/۱۷
چاپ این نوشته
Share
تاملی بر آخرین حاشیه سازی های روحانی؛

علمی که به دنبال حذف خدا و یا هرگونه ماورالطبیعه ای از جهان است، خدای جهان را انسان می داند و اصالت را به ماده می دهد، تنها یک علم است و یا استراتژی است که به بشر امروزی در زندگی جهت می دهد؟

به گزارش پایگاه خبری آوای نطنز به نقل از صاحب نیوز – عارف نصر/ حسن روحانی، رئیس جمهور هفته گذشته در جشنواره خوارزمی گفته بود: «عده‌ای در ایران خواسته‌اند علوم را به دینی و ضددینی تقسیم کنند و یا آنکه دلایلی بیاورند که ریشه همه علوم در اسلام است، درحالی که علم، علم است و به نوع تفکر و ایدئولوژی وصل نمی‌شود.»

رئیس جمهور در ادامه گفته بود: «عده‌ای در کشور ما سال‌ها وقت صرف کردند تا ریاضی، شیمی و فیزیک اسلامی درست کنند؛ ایشان پول، وقت و امکانات زیادی صرف کردند، اما حاصلی به دست نیاوردند.»

اگرچه به اعتقاد بسیاری از کارشناسان این صحبت های رئیس جمهور نوعی حاشیه سازی برای جو رسانه ای و روانی کشور تا کم کاری ها و ضعف های دولت و مشکلات به وجود آمده در کشور را به حاشیه ببرد، شیوه ای که پیش از این نیز روحانی در برهه های مختلف از آن استفاده کرده بود و البته تا حدودی موفقیت هایی نیز در این زمینه به دست آورده بود.

به همین دلیل است که حسن رحیم پور ازغدی در پاسخی به این حاشیه پردازی های روحانی گفته بود: در این یکی دو سال هرچه گفتند باید بگوییم “هر چه شما می‌گویید درست است.” حتی اگر گفت قرآن نازل نشده بگوییم بله نازل نشده است. اگر گفتند ولایت فقیه از اساس مشکل دارد بگوییم چشم بعد از دوره شما کلا کنار می‌گذاریم، البته بعد از دوره شما! چون شما با این قانون اساسی سر کار آمدید و باید جواب دهید. باید بگوییم شما درست می‌گویید اما جواب بدهید برای کشور چه کار کرده‌اید؟

اما از آن جایی که پس از گذشت بالغ بر یک هفته گرد و غبار این حاشیه پردازی ها در جامعه خوابیده است، این نکته را مهم ارزیابی کردیم که پاسخی هرچند کوتاه و گذرا به این حاشیه پردازی ها بدهیم تا این شبهه در اذهان عمومی باقی نماند که ده ای بودجه ممکلت را چندین سال بیهوده خرج کرده اند.

هر تمدنی که در جهان به وجود آمده است دارای ارزش ها، هنجارها و نهادهای اجتماعی است که بر اساس این هنجارها و ارزش ها به وجود آورده است. وجود این نهادهای اجتماعی موجب ایجاد نیاز در جامعه می شود و بنابراین در بخش های مختلف شاهد پیشرفت هایی در جامعه خواهیم بود و در بخش هایی که مورد علاقه تمدن و مردم حاضر در تمدن نیستیم، شاهد افول و فراموشی خواهیم بود.

در این زمینه، علوم و به ویژه علوم انسانی دو وظیفه تربیت انسان های متخصص در زمینه های مورد علاقه تمدن ها و نیز ترویج ارزش ها و هنجارهای جامعه خواهد داشت.

برای مثال در جامعه یونان قدیم با توجه به رونق دادگاه ها و سیستم دادخواهی خاص این جامعه و نیز علوم کلامی، شاهد رشد سوفسطاییان و از طرف دیگر فلسفه بوده ایم و یا در دوره های متعدد تمدن اسلامی شاهد رشد معماری با توجه به جغرافیای محیط و با پیش فرض احترام به طبیعت طبق آموزه های قرآنی و یا رشد طب اسلامی براساس پایه های طب سنتی برگرفته شده از ادوار پیش از اسلام که مورد تاکید بزرگان دین بوده است، بوده ایم.

در جهان غرب نیز با توجه به برخی از ارزش هایی که در اواخر قرون وسطی و رنسانس دارای ارزش شد که از جمله آن ها انسان محوری، حرکت جهان حول محور انسان، محوریت سود، جهان تک بعدی و نیز محوریت تجربه مادی، فلسفه ای بنا ش که زیربنای علوم انسانی امروز است.

این فلسفه در ابتدا با محوریت رنه دکارت کار خود را آغاز کرد و این روحانی مسیحی در فلسفه خود، در کنار اینکه خدا را به عنوان پدیدآورنده جهان به رسمیت شناخت، اما او را از قانون دنیا کنار گذاشت و محوریت را در جهان هستی به انسان داد؛ در ادامه این فلسفه افرادی مانند اگوست کنت، دیوید هیوم و جان لاک از پایه این فلسفه دکارت، تجربه گرایی را بنا نهادند و به عنوان نگاه فلسفی غرب رشد دادند.

امروز هر آنچه تحت عنوان علوم انسانی می شناسیم، از روانشناسی، علوم اجتماعی و جامعه شناسی تا تاریخ و علوم سیاسی و حتی فلسفه میوه های درختی هستند که دکارت تخم آن را در جهان کاشت.

این نگاه در فلسفه به عنوان زیربنای علوم در غرب امروز در کشورهای غرب به شدت مورد حمایت قرار گرفته است و در کشور ما نیز از زمان شروع کار علوم انسانی در دانشگاه ها به دانشجویان و طالبان علم تزریق شده است؛ در سال های اولیه انقلاب اسلامی تلاش هایی برای تغییر این نگاه در دانشگاه صورت گرفت؛ اما آن چه در انتها به نتیجه رسید، تنها نوعی تذهیب بر روی علوم غربی بود.

همین دیدگاه در طول سال های پس از انقلاب در فضای دانشگاهی ایران جاری بوده است و بودجه چهل ساله وزارت علوم در همین مسیر خرج شده است؛ نکته قابل تامل دیگر این است که در طول سال های گذشته تک صداهایی کهبه دنبال تغییر روند علوم انسانی و یا حتی شناخت صحیح فلسفه علم غرب بودند یا توسط جو حاکم ترد شده و یا به حاشیه رانده شدند.

بار دیگر به صحبت های روحانی برمی گردیم، رئیس جمهور گفته بود عده‌ای در ایران خواسته‌اند علوم را به دینی و ضددینی تقسیم کنند و یا آنکه دلایلی بیاورند که ریشه همه علوم در اسلام است، درحالی که علم، علم است و به نوع تفکر و ایدئولوژی وصل نمی‌شود؛ حال با این تفاسیر آیا علمی که به دنبال حذف خدا و یا هرگونه ماورالطبیعه ای از جهان است، خدای جهان را انسان می داند و اصالت را به ماده می دهد، با اعتقادها و فرهنگ ما هم خوانی دارد و یا اصلا این علم تنها یک علم است و یا استراتژی است که به بشر امروزی در زندگی جهت می دهد؟

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار
پربیننده ترین ها